نوشته شده توسط : سمانه محمدی

یکی از مهمترین مسائلی که تبلیغات در فضا‌های فیزیکی و اینترنتی را تحت تاثیر قرار می‌دهد تاثیر گذاری برنامه‌های تبلیغاتی بر افکار عمومی و بعد از آن هزینه تبلیغات و اجرای بهینه برنامه‌های تبلیغاتی و تهیه برندبوک توسط بهترین آژانس‌های تبلیغاتی در ایران است.

یکی از قابلیت‌هایی که یک آژانس‌ تبلیغاتی ارائه می دهند،پیاده سازی طرح‌های تبلیغاتی از طراحی تا اجرا برای پیشبرد هرچه بهتر فروش محصولات و خدمات است. 

این استراتژی‌ برند به گونه‌ای تدوین می شود تا کسب و کار‌ها بالاترین سود ممکن را از بازار هدف خود بگیرند. 

در ادامه توجه شمارا به مطالبی در این مورد جلب میکنیم.

 

تاثیرگذاری برنامه های تبلیغاتی

امروزه تبلیغات به معنای تحت تأثیر قراردادن نگرش ها و اعمال دیگران برای تحقق یک هدف خاص است. هدف از تبلیغ هر چه باشد کوششی است منظم و برنامه ریزی شده برای دستکاری ادراک و همگرا ساختن افراد و هدایت رفتار افکار عمومی به سوی هدف صاحبان تبلیغ.صاحبان تکنولوژی برای ارائه ی محصول خود به مخاطب و بالا بردن میزان پذیرش وی ، دست به دامن تبلیغات شده و از این ابزار برای کسب موفقیت و سـود بیشتر، به شکل ها، رنگ ها و فرم های مختلف بهره می برند .

هدف اصلی در تبلیغات بالا بردن میزان پذیرش در گیرنده ی پیام تبلیغی است و مخاطب در مقابله با این پیام می تواند واکنشی مثبت ، منفی یا خنثی از خود نشان دهد.
در عصر حاضر تبلیغات به واسطه ی گسترش وسایل ارتباط جمعی جای خود را در خصوصی ترین لحظات زندگی انسان باز کرده و چتر تبلیغات آنقدر گسترده شده که مردمان دورافتاده ترین مناطق کره زمین را نیز زیر سایه ی خود قرار داده است.

نکاتی در مورد تبلیغات

تسلیم سازی، مفهوم سازی (ایجاد مفاهیم جدید)،جلب همکاری و ایجاد هراس از جمله اهداف تبلیغات دیگراست که بر برداشت های ذهنی استوار بوده و قالب ها و نظام های اجتماعی را می سازند. اما تبلیغات تجاری به دنبال افزایش فروش و وفاداری به محصول و برند است و از حواس مخاطب استفاده میکند.
تبلیغات با ترغیب و متقاعد سازی درافکار عمومی نیز تفاوت دارد. متقاعد سازی فرآیندی دوسویه است که به نیاز و اولویت های مخاطب توجه دارد اما در تبلیغ تلاش بر آن است که فرد به سمت رفتار مد نظر حرکت کند. تبلیغات باعث حس برانگیختن عواطف و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش عقاید خاصی است.

افکارعمومی چگونه شکل می گیرد؟

افکار عمومی‌ در فضایی شکل می‌گیرد که آگاهی وجود داشته باشد و نقد، تبادل افکار و وجود روحی از تضاد بین عقاید، جایگاه شکل‌گیری افکار عمومی ‌است و رسانه جایگاه طرح این مسائل؛ نقش رسانه‌ها در دنیایی که آن‌ها ابزار قدرتمند تاثیرگذاری در عرصه‌ی بین‌المللی به شمار می‌رود، نقش آن‌ها در تبلیغات مختلف بازرگانی، سیاسی و فرهنگی و در نتیجه شکل‌دهی افکار عمومی بیش از پیش به چشم می‌آید.
کارشناسان معتقدند که دنیای کنونی، وارد یک جنگ رسانه‌یی تمام عیار شده و سرعت گردش اطلاعات و تبلیغات در آن بسیار سرسام‌آور است و هر کس بتواند مدیریت گردش این اطلاعات را به دست بگیرد، به دنیا حاکمیت می‌کند و در حقیقت در دنیای امروز، تبلیغات اول و آخر را می‌زند.
توانایی تاثیر‌گذاری بر افکار عمومی‌ معیار مهم ارزیابی عملکرد رسانه در زمینه‌ی تبلیغات به شمار می‌رود و چنانچه رسانه با شناساندن یک فکر یا کالا، بتواند افکار عمومی‌ را به سمتی سوق دهد که گرایش آن‌ها به آن فکر یا کالا یا استراتژی بیش‌تر شود، یعنی توانسته است وظیفه‌ی تبلیغاتی خود را به درستی انجام دهد،‌ هر چند گاهی در مورد قدرت تاثیرگذاری رسانه بر افکار عمومی‌،‌ اغراق می‌شود اما نمی‌توان منکر تاثیرگذاری آن نیز شد.
به عقیده‌ی کارشناسان تبلیغات رسانه‌یی در کشور ما هر چند پا را از سطح تجاری فراتر گذاشته؛ اما هنوز نتواسته است پا به پای رسانه‌های خارجی حرکت کند و تاثیرگذاری مناسب را داشته باشد؛ نبود هدفگذاری مناسب و مشخص نبودن مرزهای معین تبلیغات برای رسانه‌های داخلی یکی از دغدغه‌های اصلی فعالان این حوزه است.

تبلیغات و تأثیر آن بر مخاطب

بعد از انقلاب صنعتی بدلیل بالا رفتن حجم تولیدات، وکاهش فروش کالا ومحدودیت دربازارهای محدود داخل مرزهای کشور وبوجود آمدن شرایط تنگاتنگ رقابتی در هرشغل در سطح جهانی وایجاد انگیزه ها ی خرید در خریداران (نیازهای واقعی وکاذب) وبا به صحنه آمدن شرکتهای فراملیتی اولا بدلیل تولید انبوه، تمایز در بین محصولات تولیدی از میان رفت و بیشتر محصولات، استاندارد و یک شکل شدند. ثانیا به علت زیاد شدن فاصله بین تولید کننده و مصرف کننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختیار مصرف کنندگان قرار نمی گرفت، لذا نیاز به کانال ارتباطی جدیدی احساس شد. با اختراع ماشین چاپ و سپس رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه های جمعی، تبلیغات رشد بیشتری یافت. بطوری که امروزه شاهد بمباران تبلیغاتی می باشیم. هنگامی که در حال تماشای تلویزیون یا در حال شنیدن برنامه مورد علاقه خود از رادیو هستیم و یا زمانیکه در اینترنت در حال جستجو و یا مشاهده سایتهای مختلف می باشیم، بطور مداوم در معرض تبلیغات مختلف قرار داریم. در قرن بیست و یکم، با رشد گسترده وسایل ارتباط جمعی، نظیر روزنامه ها، رادیو و تلویزیون و… تبلیغات اهمیت بسیار زیادی یافته است. اگر چه بخش خصوصی بیشتر از تبلیغات استفاده می کند، ولی دولت ها حتی در کشورهای سوسیالیستی نیز از این ابزار بهره می گیرند. از این ابزار برای تبلیغ فروش یک محصول، معرفی کاندیدا برای نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری، کنترل جمعیت، و… استفاده می شود. قرن حاضربا وجود احاطه رسانه های مختلف قرن “انفجار اطلاعات” نام گرفته دراین میان برعکس گذشته انسانها انچنان دراین جامعه صنعتی باکمبود وقت مواجه اند که نمی توانند حتی توجه سطحی به پیام های بی شمارموجود در اطراف خود داشته باشند بنابراین کسانی دراین عصر موفق به جلب توجه مردم وجذب مخاطب می شوند که با تسلط به ابزارهای ارتباطی مدرن وفنون تبلیغاتی وآشنایی با علوم اجتماعی وروانشناسی اجتماعی با بهره گیری ازانواع واقسام شیوه های ارتباطی برمخاطب خود تاثیر گذاشته به جلب توجه وتغییر دررفتار مخاطب خود و در نهایت به خرید کالا یا استفاده از خدمات ترغیب گردد.

 راهکارهای مناسب ساخت برند و ماندگاری در ذهن مشتری

با این 7 راهکار، برند خود را در ذهن مشتری جای بیاندازید

درک نحوه نگاه به یک برند بسیار مهم است. اما چیزی که مهم‌تر از آن است، نحوه ایجاد و جایگذاری آن در اذهان مشتریان است. مطالعات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که 75 درصد از خریدها براساس انگیزش احساسی صورت می‌پذیرند. سازمان‌ها و شرکت‌هایی که توجه به ارزش‌های ارائه شده را بیش از توجه به قیمت مورد توجه قرار می‌دهند، برند با ارزش تری را به جامعه می‌بخشند. در واقع این کار همان برندسازی و جایگاه سازی در ذهن مشتری خواهد بود. یکی از مزایای برندینگ برای کسب و کار شما افزایش سود و سهم بازار شرکت خواهد بود. برای اینکه بتوانید این کار را بهتر انجام دهید باید به چند موردی که در ادامه می‌آیند توجه کنید:

1 – صریح و قابل اطمینان باشید: یک ارگان با برند مناسب توانایی شناخته شدن خوبی دارد، می‌تواند وفاداری کسب کند و خود را در بازار جای بیاندازد. تلاش‌های شما برای برند کردن ارگان خود به نتیجه دلخواهتان نخواهد رسید مگر اینکه صریح و قابل اطمینان باشید. این بدان معناست که باید ماهیت خود را به درستی و با توجه به مشتریان ارائه دهید. اگر مشتریان حساس به قیمت دارید، برند خود را لوکس و گران قیمت نشان ندهید. اگر مشتریانی نسبتا جدی دارید، سعی کنید از همان لحن مورد توجه و مقبول آنها برای ارتباط برقرار کردن استفاده کنید.

2 – برندسازی را از نزدیکان خود آغاز کرده و به بیرون اشاعه دهید: مصرف کنندگان به نظرات دوستان و اقوام خود بیشتر اهمیت می‌دهند تا مطالبی که در رسانه‌های مختلف چاپ می‌شوند. به همین دلیل شرکت‌های مختلف سعی در ایجاد جمعی از مشتریان پرنفوذ خود دارند تا بتوانند به صورت خودکار از خوبی و یکتایی برند در محافل مختلف صحبت کنند و جایگاه آن را ارتقا دهند.

3 – کهن‌الگوی خود را مشخص کنید: کهن‌الگو یا آرکتایپ یک الگو، مدل، فرد، حرف و یا نمونه‌ای است که به نظر می‌رسد الگوها و مدل‌ها و افراد و حرفها و نمونه‌های دیگر، تقلید کامل آن هستند و یا لااقل شباهت زیادی به آن دارند. در حدی که برای مثال می‌توان همیشه از آنها استفاده کرد. به عنوان مثال رستم برای ما ایرانیان یک کهن الگو برای ویژگی‌هایی همچون قدرت فیزیکی است (منبع سایت متمم). اگر بتوانید آرکتایپ خود را معرفی کنید، سریعا افرادی که همانند شما فکر می‌کنند و آرکتایپی همچون شما دارند به شما نزدیک شده و مبلغان برند شما می‌شوند.

4 – به مسائل مورد توجه مخاطبان خود توجه کنید: در دنیای امروز اطلاعات و اخبار مرتبط به حوزه‌های مختلف به سرعت پخش می‌شوند. هر کدام از مخاطبان به خبرهای مختلف واکنش نشان داده و به فراخور ماهیت خبر با آن همدلی می‌کنند. برندها برای داشتن جایگاه خوب در ذهن مشتری باید بتوانند نسبت به اتفاقات و اخباری که مورد توجه مخاطبان شما است واکنش نشان داده و همدلی کنید. این کار از طریق شناختن روحیه مخاطبان و مشتریان صورت می‌پذیرد.

5 – مشتریان خود را دریابید: اگر برنامه بازاریابی محتوا برای مشتریان فعلی خود انجام نمی‌دهید سخت در اشتباه هستید چرا که ممکن است آنها را براحتی از دست بدهید. به مشتریان خود یادآوری کنید که هستید و چگونه کمک کرده‌اید که سبک زندگی‌شان تغییر کند. به خاطر داشته باشید که برندها یک شبه ساخته نمی‌شوند، بلکه با تلاش‌های مدید و طولانی این اتفاق خواهد افتاد.

6 – روی نقاط قوت خود مانور دهید: هر برندی به فراخور شرایط دارای نقاط قوت و ضعف است. اما برای داشتن جایگاه خوب و قوی باید سعی کنید روی نقاط قوت خود تمرکز کنید و آنها را در ذهن مشتری پر رنگ کنید تا جایگاه قوی و خوبی در ذهن افراد دست و پا کنید. در واقع این نقاط قوت باعث ایجاد مزیت رقابتی شده و شما را متمایز خواهد کرد. موفقیت در این مسیر با استفاده از تکنیک‌های روابط عمومی صورت خواهد گرفت و در این مسیر اخبار رسمی می تواند کمک حال شما باشد.

7 – مسئولیت اجتماعی شرکت خود را فراموش نکنید: جدای از انجام امور کسب و کار و رعایت اصول و نکات مربوط به حفظ ارتباط خوب با مشتری، رعایت امور و نکات مربوط به مسئولیت‌های انسان دوستانه کمک بسزایی در جهت کسب جایگاه مناسب برند شما در ذهن مشتری خواهد کرد.

 

مرتبط با همین موضوع بخوانید : طراحی و تبیین الگوی عوامل موثر بر موفقیت استراتژی تعمیم برند در محصولات پرچرخش، بر اساس رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیان

ارتباط معنایی نام تجاری ، هویت تجاری و آرم (Brand Vs. Identity Vs. Logo)
ارتباط معنایی نام تجاری ، هویت تجاری و آرم (Brand Vs. Identity Vs. Logo)

 

 

نام تجاری چیست؟

یک نام تجاری مجموعه‌ای از انتظارات، خاطرات، داستان‌ها و روابطی است که به اتفاق یکدیگر ، منجر به تصمیم مصرف‌کننده برای انتخاب یک محصول یا خدمات می‌شود.
هویت برند یک حالت منسجم از کلیه عوامل بصری و کلامی (و البته احساسی) است که عبارتند از : بسته بندی، پیام ها، پروژه‌های دیجیتال، رایحه، رنگ و غیره.

لوگو در مرکز این دیدگاه بصری قرار دارد، بطوریکه مشتریان بتوانند، وجه تمایز بین محصولات یک برند تجاری را با دیگران به آسانی شناسایی کنند، به اشتراک بگذارند و همچنین نام آن برند را به خاطر بسپارند.

معمولاً آرم یا لوگو برند به صورت یک نشان (ساین) یا تایپوگرافی (لوگوتایپ) و یا متشکل از هر دو (لوگو) طراحی می‌شود، در تصویر زیر می‌توانید اصول پنجگانۀ طراحی لوگو را ببینید که در برگیرنده چند کلمه کلیدی است:


سادگی در طراحی ، طراحی یادآوری کننده ، گیرا بودن در ذهن مخاطب ، ایجاد حس هیجان و مناسب برای کسب و کار.
اصول طراحی لوگو تاثیر گذار

و حال بپردازیم به فازهای عملیاتی برای طراحی هویت برند :

فاز های عملیاتی طراحی هویت

فاز اول :  پژوهش در مورد شخصیت برند و آغاز طراحی – Research, Vision & Design Brief

مهمترین بخش مربوط به عمق تحقیقات بازاریابی و اندازه شرکت می‌شود که هدایت کننده و ستون اصلی ادامه روند پروژه است که در ذیل به سوالات بنیادی جهت کشف روش‌های کمی و کیفی آن می‌پردازیم:

  • درک مخاطبین از محصولات و خدمات شما در مقابل رقبا در بازار ؟
  • موقعیت نام تجاری شما چیست؟ جواب‌هایی برای سوالاتی مانند: چه چیز، چگونه، برای چه کسی، کجا، چرا و چه زمانی؟
  • مخاطبان شما چه کسانی هستند؟ محصولات و خدمات شما، کجا با مشتری ارتباط بر قرار می‌کنند؟
  • و این ایجاد ارتباط کجا و چگونه به کمک شما می‌آید که مشتری به شما فکر کند و یا محصول شما را انتخاب کند؟
  • محصول شما و مواد تشکیل دهنده و فرایند ساخت آن چیست؟
  • ارزش، سود و رسالت محصول شما چیست؟
  • چشم‌انداز برند شما چیست؟

همچنین موضوعات مرتبط با هویت برند می‌تواند مواردی از این قبیل باشد:

آگاهی از بازار ، ارزش مصرف‌کننده ، درک نام تجاری در مقابل رفتار مصرف کننده و همچنین تغییرات همیشگی تمایلات مربوط به ارتباطات نام تجاری و مصرف کننده.

فاز دوم : لوگو یا نشان برند ، هویت برند ، و راهنما – Logo, Identity, & Guidelines )

پس از فاز تحقیقاتی اول و تهیه یک تعریف مختصر درباره طراحی، نوبت به شروع طراحی لوگو و هویت سازی برند است:

– آرم یا لوگو یا نشان تجاری برند

طبق روال معمول اولین قدم در طراحی آرم با اتود زدن‌های دستی بر روی کاغذ است که این طرح‌ها شاید ۱۰۰ ها بار تکرار شود تا جهت تائید نهایی و اجرای دیجیتال آماده شود.
نمونه های هویت سازمانی شرکت های معروف
 ساختار و روش هویت سازی

معمولاً ساختار و روش طراحی هویت برند پس از پایان کار طراحی آرم آغاز می‌شود.
هویت سازی مانند یک زبان بصری در لوگو نمایان می‌شود و بهترین نوع طراحی به گونه‌ایی باید باشد که علاوه بر داشتن ساختاری ثابت پویایی لازم را داشته باشد.

خط‌مشی یک لوگو شامل شکل، فونت، رنگ و طرح‌بندی آن می‌شود که باعث می‌شود لوگو شخصیت پیدا کند.
نمونه های هویت سازمانی شرکت های معروف
نمونه های هویت سازمانی شرکت های معروف
ساختار مربوط به طراحی هویت برند به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که حتی محل استفاده و اندازه لوگو در جاهای مختلف ، فونت و رسم‌الخط بکار رفته در بسته بندی و هرجای دیگر در آن لحاظ شده باشد.
بهتر است راهنمای استفاده از برند یا کتابچه برند یا برند بوک Brand Book را در اختیار افرادی قرار دهید که می‌خواهند لوگو را استفاده یا منتشر کنند ( چاپخانه ، شرکت‌های پیمانکار و …)

فاز سوم : به روز نگه‌داشتن طراحی هویت برند – Monitoring & Rebranding

نمونه های هویت سازمانی شرکت های معروف
در آخر بعد از تولد هویت نام تجاری و معرفی آن، میبایستی آنرا مانند موجودی که زنده است و نفس می‌کشد و چه تقابلی با مشتریان دارد زیر نظر داشت.
در نهایت با صرف‌نظر از زمان در صورتی که بازار هدف شما تغییر کرد و یا محصولات شما دستخوش تغییر شدند زمان آن رسیده است که شما هویت تجاری برند خود را عوض کنید و اصلی ترین دغدغه شما باید این باشد که با حفظ نزدیکی و همسانی، علامت تجاری جدید را خلق کنید که مشتری آنرا به یاد بیاورد.

تگ لاین و اسلوگان چیست و چه تفاوتی با هم دارند؟

 

به نظر شما جمله معروف “فقط انجامش بده” کمپانی نایک، تگ لاین (Tagline) این برند است یا اسلوگان (Slogan) آن؟ بسیاری از افراد آن را اسلوگان برند میخوانند اما در اشتباه هستند. این عبارت کوتاه و سه کلمه ای Tagline برند محسوب میشود. نظرتان در مورد جمله “سفیدی، پاکی است” از برند نیوآ، چیست؟ به نظر شما این عبارت تگ لاین است یا اسلوگان؟ نیوآ از این عبارت در تبلیغات خود و به عنوان متن پیام تبلیغاتی استفاده کرده است که سبب میشود این عبارت اسلوگان باشد. بر این اساس فکر می کنید تفاوت تگ لاین و اسلوگان در چیست؟ چگونه باید تگ لاین و اسلوگان نوشت؟ هریک در کدامیک از فعالیت های بازاریابی مورد استفاده قرار می گیرند؟ این سوالات، سوالات اساسی است که در خصوص تگ لاین و اسلوگان وجود دارد و دانستن آنها برای بازاریابان و افرادی که در دپارتمان بازاریابی مشغول هستند ضروری است. اگر جواب این سوالات را نمیدانید یا در برخی موارد شک کرده اید، نگران نباشید، به خواندن مقاله ادامه دهید تا به پاسخ سوالاتتان دست یابید.

در فارسی تگ لاین و اسلوگان هر دو به عنوان شعار شناخته میشوند در حالی که در زبان تخصصی بازاریابی این دو کاملا با هم متفاوت هستند. در ادامه به تعریف هریک خواهیم پرداخت.

 

تگ لاین (Tagline) چیست؟


تگ لاین یا شعار برند پیام های تکراری هستند که یک محصول یا کمپانی را معرفی میکنند. تگ لاین عبارت مختصری است که برای کمک به ترفیع نام شرکت و محصولات آن در بازاریابی و تبلیغات مورد استفاده قرار می گیرد. شعارهای برند با هدف خلق عبارتی به یاد ماندنی که سبب شناخته شدن محصول و مستحکم کردن آن در ذهن مصرف کنندگان میشود.

نکته ای که در مورد تگ لاین حائز اهمیت است آن است که تگ لاین مانند لوگوی شرکت بوده و پس از تعیین تغییر نمیکند، مگر آنکه در فرآیند ریبرندینگ دپارتمان بازاریابی تصمیم به تغییر، بهبود یا اصلاح تگ لاین بگیرد.

تگ لاین ممکن است بامزه، گستاخانه یا بی ربط باشد، اما به صورت کلی به نکاتی اشاره میکند که منجر به موفقیت برند شده است. شعارهای تبلیغاتی توجه مخاطبان را به تبلیغ جلب میکنند اما به ندرت در جایگاه سازی برند نقش دارند.

شعار برند به منظور خلق تاثیر ماندگار و دراماتیک ساخته میشوند تا منجر به برجسته و متمایزتر کردن برند و محصول نسبت به رقبایش شوند. به این صورت برند برای مشتریانش به خوبی شناخته میشود. به یاد داشته باشید در نوشتن تگ لاین ایجاد انگیزه به منظور انجام فعالیت مورد نظر برند از اهمیت بالایی برخوردار است مانند “فقط انجامش بده ” از برند نایک، سعی کنید در نوشتن تگ لاین افراد را دعوت به انجام فعالیت های خاص متناسب با برند کنید.

موارد استفاده از تگ لاین


اغلب میتوان تگ لاین ها را در زیر لوگوی برند مشاهده کرد. از اینرو تگ لاین یکی از اجزای هویت بصری برند به شمار می رود. از دیگر موارد اینچنینی میتوان به Jingle اشاره کرد. جینگل Jingle نیز مانند تگلاین به معرفی محصول میپردازد و صدای منحصر به فردی است که به اسم برند ثبت میشود. به عنوان مثال صدای برند یا جینگل مک دونالد آوایی اینچنینی دارد ” با دا با با با ” .

همچنین تگ لاین ها معمولا در صفحات اول وبسایت، بنرهای تبلیغاتی و مناسبتی، برندبوک، هدایای تبلیغاتی مانند تقویم، انتهای تیزرهای تبلیغاتی و گاهی در محل فیزیکی کمپانی مورد استفاده قرار می گیرد.

نحوه نگارش تگ لاین


آنچه در مورد نگارش تگ لاین اهمیت دارد، لحاظ شدن ویژگی اصلی یا Core Value و ماموریت برند است. توجه داشته باشید تگ لاین مانند لوگو برای مدت زمانی زیادی با برند همراه خواهد بود و در واقع معرف برند است بنابراین لازم است در نگارش آن نهایت دقت و توجه را داشته باشید. همچنین تگ لاین های رقبای مستقیم خود را نیز مورد ارزیابی قرار دهید، تگ لاین معرف وجه تمایز شما نسبت به رقبا است، بنابراین تگ لاینی را برای برند خود بنویسید که علاوه بر جذابیت نشان دهنده ی برتری شما نسبت به رقبایتان نیز باشد.

به طور کلی سه خصوصیت اولیه برند باید در نگارش تگ لاین لحاظ شود :

الگوگیری از ماموریت برند
منعکس کردن پرسنا برند
همنوا شدن با مخاطبین هدف
به یاد داشته باشید تگ لاین باید کوتاه و جذاب باشد و تمایز اصلی برند شما را نمایان کند.

مراحل نوشتن یک تگ‌لاین

شعار برند معمولا توسط مدیران بازاریابی، دپارتمان بازاریابی شرکت ها و کپی رایترها نوشته میشوند. لازم است این افراد در نگارش تگ لاین به شخصیت برند، کوتاه بودن شعار برند و جذاب بودن آن توجه داشته باشند.

اسلوگان (Slogan) چیست؟


اسلوگان یا شعار تبلیغاتی (شعار = Motto)، همانطور که در بازاریابی و تبلیغات مورد استفاده قرار میگیرد برای اهداف سیاسی و مذهبی هم کاربرد دارد. اسلوگان ها تعابیر اجتماعی هستند که یک هدف دارند، اطلاع رسانی و جلب توجه مخاطبین به ماهیت محصول یا خدمت.

هدف استفاده از اسلوگان آن است که پیام اصلی برند در ذهن مخاطبین ثبت شود و حتی اگر چیزی در مورد تبلیغ را به یاد نیاورند، شعار تبلیغ را به یاد خواهند آورد (البته اگر شعار به درستی تعریف شده و در جای مناسبی قرار گرفته باشد). در واقع اسلوگان یا شعار در مورد چرایی برند با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کند. اسلوگان زمانی به کار می رود که میخواهید به مخاطبان خود بگویید، چه هستید و چه کاری انجام میدهید و چرا این کار را انجام می دهید.

نتیجه نهایی مورد انتظار از اسلوگان نیز به هدف برنامه بازاریابی و کمپینی بستگی دارد که شعار تبلیغاتی برای آن ساخته شده است. با توجه به آنکه هدف از انجام کمپین، افزایش آگاهی از برند، افزایش فروش، توسعه مسئولیت اجتماعی و یا برقراری تعامل با مخاطب باشد، ماهیت و نگارش اسلوگان نیز متفاوت خواهد بود.

موارد استفاده از اسلوگان


اسلوگان ها معمولا در بازه های زمانی کوتاه مدت و در کمپین های تبلیغاتی مورد استفاده قرار میگیرند تا با مخاطبان تعامل برقرار کنند و توجه آنان را به خود جلب کنند. شرکت ها معمولا از اسلوگان استفاده میکنند تا تبلیغات خود را توسعه دهند و بازاریابی را تازه و پویا نگه دارند.

همچنین گاهی اسلوگان هایی که برای یک کمپین یا برند انتخاب میشوند به گونه ای طراحی میشوند که چالش برانگیز باشند و افراد را دعوت به انجام فعالیت بخصوصی کنند. بسیاری از هشتگ های معروف و چالشی که در شبکه های اجتماعی میبینید و هر چند مدت یکبار با انواع مختلفی از آنها رو به رو میشوید از جمله اسلوگان هایی است که برندها در طول کمپین های تبلیغاتی خود مورد استفاده قرار می دهند.

بهتر است در کمپین های یکپارچه از اسلوگان هایی استفاده شود که برای هر دو بستر آنلاین و آفلاین قابل استفاده باشد.

نحوه نگارش اسلوگان

اسلوگان هدف و ماهیت محصول یا برند را شرح میدهد. شعار تبلیغاتی میتواند به صورت عبارت، اصطلاحات، ضرب المثل، گفتاری خاص یا علامتی تجاری باشد که منجر به شناسایی محصول و برند شده و آن را برجسته میکند. در واقع شعار تبلیغاتی جزئی از ساختار استراتژی بازاریابی برند است.

برای نگارش اسلوگان به دنبال عبارتی باشید که جوهره برند در آنها لحاظ شده باشد، سپس سعی کنید با لحاظ نمودن محرک های حسی در این عبارت واکنش مخاطبان را برانگیزانید. همچنین در نگارش اسلوگان به هدف کمپین و مخاطبان آن نیز توجه داشته باشید تا نتیجه دلخواه خود را از برگزاری کمپین بگیرید.
به منظور نگارش یک اسلوگان اثربخش به پنج نکته زیر توجه داشته باشید :

 

  • مزیت های اصلی برند را برجسته کنید.

  • تعهد و اصول برند را توضیح دهید.

  • سعی کنید تا جای امکان عبارت اسلوگان را کوتاه کنید.

  • در صورت امکان اسلوگان را به صورت ریتمیک بنویسید

  • و نهایتاً صادق باشید و ادعایی خلاف واقعیت نکنید.


تفاوت تگ لاین و اسلوگان


در دنیای کسب و کار اسلوگان یا تگ لاین به عنوان عبارتی کوتاه شناخته میشود که برگرفته از تعداد محدودی از لغات به منظور معرفی محصول و شرکت است. از این نقطه نظر تگ لاین و اسلوگان هر دو به یک امر اشاره دارند. اما اسلوگان تا حدی نسخه ی خلاصه شده ی بیانیه ی ماموریت است.
تگ لاین ها برای خلق اثری ماندگار در ذهن مخاطبان، برتری و تمایز محصولات و برند نسبت به رقبا ایجاد میشوند. و سبب میشوند محصول و برند برای مشتریان شناخته شده باشد.

از طرف دیگر اسلوگان در کمپین هایی که برند در آن حضور دارد مورد استفاده قرار میگیرد. اسلوگان ها معمولا به منظور انطباق با روندهای جاری تغییر میابند. اسلوگان ها برای معرفی کمپین مورد استفاده قرار میگیرند، کوتاه هستند و ممکن است فقط در طول زمان یک کمپین مورد استفاده قرار گیرند.

تفاوت های اصلی اسلوگان و تگ لاین در زیر خلاصه شده است :

تگ لاین عبارت های خلاصه ای هستند که به منظور کمک به ترفیع برند یا محصول در برنامه های بازاریابی و تبلیغات مورد استفاده قرار میگیرند. اسلوگان هر نوع عبارت یا اصطلاحی است که علاوه بر بازاریابی و تبلیغات برای اهداف سیاسی و مذهبی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
تگ لاین برای معرفی محصول یا برند مورد استفاده قرار میگیرد، در حالیکه اسلوگان برای معرفی کمپین ویژه ای که برند در آن شرکت کرده است مورد استفاده قرار می گیرد.
تگ لاین ها معمولا برای مدت زمان طولانی مورد استفاده قرار میگیرند و فقط در شرایط ریبرندینگ و در صورت لزوم تغییر پیدا میکنند، درحالیکه اسلوگان میتواند بسته به موفقیتش کوتاه مدت یا بلندمدت باشد.
با اینکه هر دو به منظور ترفیع برند و محصولاتش مورد استفاده قرار میگیرند، تگ لاین ها به منظور ایجاد اثری متمایز و ماندگار در ذهن مشتری ساخته میشوند اما اسلوگان ها بیشتر زیرکانه و با هدف جلب توجه مخاطبان طراحی می شوند.
تگ لاین یک کسب و کار را معرفی میکند اما اسلوگان یک محصول را معرفی می کند.

نمونه هایی از تگ لاین و اسلوگان


اسلوگان اپل : متفاوت فکر کنید (Think Different) این اسلوگان اولین بار از یکی از متون تبلیغاتی اپل در تیزرهای ویدئوییش برداشته شد.

اسلوگان اپل
تگ لاین لورال : چون شما ارزشش را دارید (Because You’re Worth It) این تگ لاین در مورد محصول نیست در مورد تصویری است که استفاده از محصول، در ذهن به مخاطبان تداعی می کند.

تگ‌لاین لورال
اسلوگان بی ام دبلیو : طراحی شده برای لذت رانندگی (Designed for Driving Pleasure)، این اسلوگان به مخاطبان نشان میدهد هدف این وسیله فراهم آوردن لذت رانندگی است و همین جمله احساسی سبب میشود افراد حاضر باشند پول بیشتری بابت آن خرج کنند.

اسلوگان بی‌ام‌دابلیو
تگ لاین نیویورک تایمز : تمام اخباری که در پرینت میگنجد (All the News That’s Fit to Print)، این تگ لاین در سال 1890 و به منظور حرکتی در مقابل مجلات رقیب ایجاد شد.

تگ‌لاین نیویورک‌تایمز

 

What Is a Focus Group and How Are They Used?

Focus Group Definition.


A focus group is basically research that organizations do to gather information about customer perspectives and opinions about new ideas, products or services either being offered or in the product development stage. Focus group participants are asked questions in an interactive setting and are encouraged to discuss thoughts freely with other participants. The open and free discussions typically generate ideas and can provide a wealth of information for the business or organization.

When to Use a Focus Group.


Organizations use focus groups to gather customer insight into current or prospective products, services or ideas. Determining when to use focus group interviews should be part of a customer service, marketing or product development strategy and should have very defined goals. For example, I worked with a pediatric hospital that was trying to improve the customer experience for parents of hospitalized children. We performed a focus group and gleaned information from parents about the accommodations that were available for parents. The results of the focus group interviews helped us design parent lounges that met the unique needs of parents who often spend days, weeks or even months in the hospital with a sick child.

What is the Purpose of a Focus Group?


Focus group research is used to develop or improve products or services. The main purpose is to provide data to enhance, change or create a product or service targeted at a key customer group. The above example targeted improving the experience of parents of sick children. The value of the information gathered is dependent on defined objectives and the preparation done prior to conducting the focus group interviews.

What are the Different Types of Focus Groups?


There can be focus groups for about anything - product focus groups, customer improvement focus groups or merely idea generation. So whether your organization is developing a new website, wanting feedback on the customer service of the organization or simply trying to find new ways to improve the employee experience - a well planned focus group with clear objectives can help flush out the answers.

How Many People Should Participate in a Focus Group?


The whole point of gathering participants is to get as many different ideas and perspectives as possible, so having too many people can limit the ability to get ideas from all participants. Keep in mind that more is not necessarily better in this case. The ideal size group is 8-10 people depending on the demographic and topic being researched. Group sizes can be as many as 12-15 participants but requires a strong moderator to facilitate that many people. Focus group participants should be selected based on their familiarity with a product, service or purchasing behaviors. It is also recommended to facilitate three or four different groups to ensure a good respondent mix of perspectives and ideas.

Focus Group Sample Questions.


Questions asked of group participants should be based on the objectives of the project. For example, if the focus group objective is to determine why customers do not use a dry cleaner delivery service, questions might be:

  • What is your knowledge of the delivery service availability?
  • What is your understanding of the service?
  • What is your perception of the cost of the service?
  • Can you tell us about your experience when using the delivery service?

 

Paying someone outside of the organization to facilitate a focus group typically provides the most objective results but can be a financial investment. There are also certain demographics of customers that may require a fee for participation which can increase the budget for the research. For this reason, it is important to develop a focus group plan with very defined objectives before investing in this type of customer research.

If you would like more information on how The Thriving Small Business can help you plan and facilitate a customized focus group, please complete the following and we'd be happy to assist you.

 

read more: USING FOCUS GROUPS FOR EVALUATION



:: برچسب‌ها: انواع استراتژی برندینگ , استراتژی برند سازی , استراتژی برندیگ چیست , تعریف استراتژی برند , مقاله استراتژی برند ,
:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سمانه محمدی

آژانس تبلیغاتی چیست و چگونه می‌توان یک شرکت تبلیغاتی را برای پیشبرد فروش محصول یا خدمات خود انتخاب کنیم‌؟

با توجه به گسترش رقابت در کسب‌و‌کارها، انجام خدمات برندینگ و طراحی هویت سازمانی اهمیت بیشتری نسبت به قبل پیدا می‌کند.

از طرفی هزینه‌های مختلف این خدمات مانند تعرفه خدمات برندینگ، تگلاین محصول و شعارهای تبلیغاتی و ... می‌تواند برای یک کسب و کار تعیین‌ کننده باشد.

در ادامه بیشتر با مفاهیم مختلف گفته شده آشنا می‌شویم و در مورد تاثیر آن‌ها بر کسب‌و‌کار صحبت می‌کنیم.

چگونه یک برند خوب داشته باشیم؟

برندینگ و استراتژی برندینگ

برندینگ چیست؟

برندسازی مجموعه راه هایی است که می توانید با استفاده از آنها تصویری از شرکت خود در نگاه مشتریان ایجاد کنید.

با ساختن یک وب سایت که محصولات و خدمات شما را توصیف می کند، طراحی تبلیغاتی که کالاها و خدمات شما را ارائه می دهند، انتخاب رنگ های خاص، برقراری ارتباط با کسب و کارهای مرتبط با شرکت شما، ایجاد یک لوگو و استفاده از آن در تمام اکانت های رسانه های اجتماعی، برخی از راه های متنوع برند سازی هستند.

آنچه مشتریان شما در مورد برند شما می گویند واقعیت محصول یا خدمات شما است نه آنچه شما می خواهید آنها فکر کنند. تصویری که با شنیدن نام برند شما در ذهن مشتریان تداعی می شود مبتنی بر احساس آنها نسبت به برند و تجربیاتی است که با محصولات و خدمات شما داشته اند.

اهمیت برندسازی

هدف از برند سازی این است که به سادگی و به راحتی به مشتریان خود کمک کنید تا آنچه شما ارائه می دهید و تفاوت های آن با محصولات و خدمات رقبای شما را درک کنند. اما برندسازی تنها محدود به ارائه یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد نیست، بلکه ترکیبی از روش های مختلف است.

علاوه بر استفاده از لوگو و رنگ های شرکتی، می توانید پیام برند خود را از راه های زیر به مخاطب انتقال دهید:

 

  • محیط و جو فروشگاه یا شرکت

  • نحوه برخورد کارمندان با مشتریان

  • نحوه لباس پوشیدن کارمندان شما

  • بسته بندی محصول

  • روابط عمومی

  • سخنرانی عمومی

  • تبلیغات

  • مشارکت غیرانتفاعی

 

برندسازی پزشکی

برای یک برند سازی موفق در زمینه پزشکی و بهداشت، برخی از مؤلفه های اساسی مورد نیاز به شرح زیر است:

اول اینکه برندسازی پزشکی تنها محدود به داشتن یک لوگو چشم نواز نیست بلکه می تواند نقطه آغاز آن باشد. یک برندینگ واقعی باید گسترده تر و هدفمندتر باشد.

دوم، درک واقع بینانه از مخاطب و جمع آوری داده بسیار مهم است تا بتوانید ستون های برند خود را تعریف کرده و بدانید مصرف کنندگان از شما چه می خواهند.

سوم این است که اطمینان حاصل شود که فرایند برندینگ تمام مراحل تجربه مشتری را منعکس خواهد کرد.

 

برندسازی گردشگری

برند سازی و بازاریابی گردشگری در سراسر جهان در حال تغییر است. رقابت برای بازدید کنندگان بین کسب و کارها، در شهرها و کشورهای مختلف هر روز شدت بیشتری پیدا می کند و هریک از آژانس های گردشگری در صدد رشد و کسب مزایای اقتصادی بیشتری هستند. بنابراین باید با استفاده از اصول برندسازی مناسب، دلایل کافی برای گردشگران برای استفاده از خدمات گردشگری خود ایجاد کنید.

این سوال را از خودتان بپرسید، "چه چیز خاصی در مورد شرکت، مکان یا منطقه من وجود دارد؟ پاسخ این سوال می تواند سنگ بنای برندسازی گردشگری شما باشد. به عنوان مثال اگر در محلی قرار دارید که تفریحات ساحلی متنوعی دارد باید حتما در فرایند برندینگ گردشگری به این قضیه دقت کنید و سعی کنید تصویری گرم، سر گرم کننده و شاد از برند خود ارائه دهید و از رنگ هایی استفاده کنید که با این تصویر همخوانی داشته باشد.

 

برندسازی شخصی چیست؟

برند شخصی شما در واقع تبلیغ خود شماست؛ یعنی انتقال رفتار، گفتار و نگرش منحصر به فرد شما. شما از برند شخصی خود استفاده می کنید تا خود را از افراد دیگر متمایز کنید. پس از انجام این کار، می توانید برند سازی شخصی خود را با کسب و کار خود گره بزنید.

 

برندسازی دیجیتال

افزایش تعداد دستگاه های دیجیتال و همین‌طور استفاده از آنها به این معنی است که بازاریابان برند راه های ارتباطی بیشتری برای برقراری ارتباط مستقیم و متقابل با مصرف کنندگان یا مشتریان هدف خود دارند. با توجه به این موضوع، جای تعجب نیست که از مفاهیم برندینگ در رسانه ها و شبکه های اجتماعی استفاده شود تا برندها از طریق تعامل با مصرف کنندگان روی موبایل ها، تبلت ها، کامپیوترهای شخصی و غیره کسب و کار خود را توسعه دهند.

 

برندسازی خدماتی

غیر ملموس بودن، پیچیدگی، ناهماهنگی و تعامل با مصرف کننده در زمان واقعی از چالش های متداول و منحصر به فرد برندینگ در مورد خدمات هستند.

کسب و کارهای خدماتی غالباً به موقعیت های پیچیده و تلفیقی از چند نیاز مشتری می پردازند. در برندسازی خدمات، برندینگ سنتی که تلفیقی از تجارب مصرف کننده و تبلیغات دهان به دهان است، حائز اهمیت است.

 

برندسازی رستوران

برندسازی رستوران چیزی بیش از ایجاد یک هویت بصری قوی یا یک تجربه غذا خوری به یاد ماندنی برای مشتریان شما است. برای برندسازی موفق رستوران باید بتوانید به این سوال پاسخ دهید که چرا افراد به جای اینکه به رستوران رقبای شما بروند، باید به رستوران شما بیایند.

فرایند های برندسازی رستوران ها ممکن است با گذشت زمان تغییر کند. پیدا کردن راهکارهای به روز برای جذب مشتریان رستوران ها به طور مستمر ضروری است. با استفاده از یک نرم افزار سی آر ام (CRM) یا مدیریت ارتباط با مشتریان می توانید با ثبت داده ها در مورد سلایق مشتریان و دسته بندی صحیح آنها، با اطلاعات به روز فرایند برند سازی خود را مدیریت کنید.

به عنوان مثال می توانید یک کمپین نظر سنجی اجرا کنید تا متوجه شوید مشتریان فعلی و بالقوه شما چه محیطی را می پسندند؟ به موزیک زنده علاقه دارند؟ ترجیح می دهند با آنها کاملا رسمی برخورد شود یا کمی دوستانه تر؟

 

برندسازی سازمانی

برند یک سازمان بیش از آنچه تصور می شود مورد توجه قرار می گیرد. برای برند سازی سازمانی موفق باید استراتژی و برنامه مشخصی داشته باشید. پایه های برند خود را محکم بسازید، با مشتریان خود ارتباط داشته باشید و پیام خود را به شکلی به آنها انتقال دهید که دچار سردرگمی نشوند. در دنیای فوق رقابتی امروز، مشتریان برای برندهای گنگ که پیام مشخصی برای انتقال ندارند وقت صرف نمی کنند و سراغ برندهایی می روند که مشخصا پیام خود را متقل می کنند و تصمیم گیری را برای مشتری آسان می کنند.

به عنوان مثال اگر شما یک شرکت خدماتی هستید که قشر میان سال را به عنوان بازار هدف انتخاب کرده است، باید به نحوی برندینگ خود را انجام دهید که پیغام های مرتبط را به اینگونه افراد انتقال دهد. به عنوان مثال در وبسایت خود به جای رنگ های تند، از رنگ هایی استفاده کنید که به مخاطب احساس اطمینان، تجربه و سنجیدگی می دهد و لحنی اتخاذ کنید که بیش از حد غیر رسمی نیست و به مخاطب احساس احترام بیشتری می دهد.

هویت سازی سازمانی از چه بخش هایی تشکیل شده است؟

مراحل برندینگ

مراحل زیر میتوانید شما را در مسیر ساخت یک برند حرفه‌ای یاری نماید.

  • استراتژی اصلی کسب‌وکار سازمان را مورد بررسی قرار دهید.

یک برند قوی که به خوبی از سایر رقبا متمایز شده است، خیلی راحت‌تر رشد شرکت را به پیش خواهد برد. اما چه نوع شرکتی می‌خواهید؟ آیا برای رشد تدریجی برنامه‌ریزی می‌کنید؟ استراتژی کلی کسب و کار شما بستری است برای استراتژی توسعه برند و تشریح مراحل برندینگ متناسب شما. بنابراین، باید از اینجا شروع نمایید. اگر درک روشنی از جایی که می‌خواهید شرکتتان به آنجا برسد دارید، برندتان می‌تواند به شما کمک کند تا به آنجا برسید. پس برندینگ باید بر اساس چشم‌انداز و بیانیه ماموریت انجام شود. این مهم‌ترین قسمت از مراحل برندینگ است.

  • مشتریان هدف خود را بشناسید

مشتریان هدف شما چه کسانی هستند؟ اگر بگویید “همه”، حتما دچار اشتباه محاسباتی بزرگی شده‌اید. تحقیقات ما به صراحت نشان می‌دهد که شرکت‌های دارای رشد و سود بالا، بر داشتن مشتریانی که به روشنی تعریف‌شده‌اند تمرکز دارند. هرچه تمرکز محدودتر باشد، رشد سریع‌تر خواهد بود. هرچه مخاطب هدف متنوع‌تر باشد، تلاش‌های بازاریابی شما کم اثرتر خواهند بود. بنابراین، از کجا می‌دانید که آیا گروه درستی از مشتریان هدف را انتخاب کرده‌اید؟ این چیزی است که گام بعدی به آن می‌پردازد. برندینگ باید بتواند آن مشتری هدف را به درستی مورد هدف قرار دهد.

  • گروه مشتریان هدف خود را مورد تحقیق قرار دهید.

شرکت‌هایی که تحقیقات هدفمند در خصوص گروه مشتریان هدف خود انجام می‌دهند، سریع‌تر رشد می‌کنند و سودآورتر هستند . علاوه بر این، شرکت‌هایی که بیشتر تحقیق انجام می‌دهند (حداقل هر سه ماه یک‌بار ) سریع‌تر رشد می‌کنند.

تحقیق به شما کمک می‌کند تا دیدگاه‌ها و اولویت‌های مشتریان هدفتان را درک کنید، نیازهای آن‌ها را پیش‌بینی کنید، و پیام‌هایتان را زبانی بیان کنید که به مذاق آن‌ها خوش می‌آید. تحقیق همچنین به شما نشان می‌دهد که آن‌ها نقاط قوت و برند فعلی شرکت شما را چگونه می‌بینند. از این رو، تحقیق ریسک بازاریابی مرتبط با توسعه برند را به شدت کاهش می‌دهد.  برندینگ باید بر اساس جریان مداوم جمع‌آوری اطلاعات استوار باشد . تحقیقات صحیح می‌تواند برندینگ شما را زنده نگه دارد.

  • جایگاه برند خود را پیدا کنید

اکنون آماده هستید تا جایگاه برند شرکت خود را در بازار خدمات تخصصی تعیین کنید (چیزی که تعیین موقعیت در بازار نیز نامیده می‌شود). شرکت شما چطور از دیگر شرکت‌ها متفاوت است و چرا مشتریان بالقوه در بین مخاطبان هدف باید با شما کار کنند؟

بیان جایگاه برند عموما در سه تا پنج جمله امکان‌پذیر است و ضرورت جایگاه‌یابی برند شما را شامل می‌شود. ای بیان جایگاه برند باید مبتنی بر واقعیت باشد، چراکه شما باید به آنچه قول می‌دهید ، دست‌یابید. بیان جایگاه برند باید امیدوار کننده باشد تا چیزی داشته باشید که برای آن تلاش کنید.تعیین جایگاه برند یکی از گلوگاه‌های اصلی از مراحل برندینگ است.

  • تعیین استراتژی انتقال پیام

گام بعدی شما یک استراتژی انتقال پیام است که جایگاه‌یابی برند شما را به پیام‌هایی برای مخاطبان هدف مختلف شما برگردان می‌کند. مخاطبان هدف شما عموما شامل مشتریان بالقوه، کارکنان بالقوه، منابع معرفی کننده، یا دیگر افراد تاثیر گذار و فرصت‌های مشارکت بالقوه می‌باشند، اگر بخواهیم تنها برخی از این مخاطبان احتمالی را نام‌برده باشیم.

درحالی‌که جایگاه‌یابی برند شما باید برای همه مخاطبان یکسان باشد، هر مخاطب به جنبه‌های خاصی از آن علاقه‌مند خواهد بود. پیام‌ها داده‌شده به هر مخاطب بر مرتبط‌ترین نکات تأکید می‌کنند. هر مخاطب نگرانی‌های خاصی خواهد داشت که باید به آن‌ها پرداخته شود، و هر مخاطب به نوع خاصی از شواهد نیاز دارد تا از پیام‌های شما پشتیبانی کند. استراتژی انتقال پیام شما باید به همه این نیازها بپردازد. این یک گام مهم در مناسب‌سازی برند شما نسبت به مخاطب هدف می‌باشد. برندینگ باید به وضوح برای تولید پیام و شیوه انتقال پیام به مخاطب برنامه داشته باشد.

  • ساخت نام برند ، لوگو، و عنوان

برای بسیاری از شرکت‌ها تغییر نام برند لازم نیست. اما اگر شما شرکتی جدید هستید، در حال ادغام شدن هستید، یا نامی دارید که دیگر با موقعیت شما همخوانی ندارد، انتخاب نام تجاری جدید را در دستور کار خود قرار دهید. حتی اگر نام شرکت را تغییر نمی‌دهید، یک لوگو و عنوان جدید ممکن است برای حمایت بهتر از موقعیت‌یابی برندتان معقول باشد.

به خاطر داشته باشید که نام، لوگو و عنوان شما برندتان نیستند. آن‌ها راه‌هایی هستند برای اطلاع‌رسانی یا نمادسازی برندتان. شما باید آن را زندگی کنید تا به آن واقعیت ببخشید.

اشتباه نکنید که لوگوی جدیدتان را در داخل شرکت به این و آن نشان دهید تا به یک اجماع برسید. نام تجاری ، لوگو، و عنوان برای شما نیستند. آن‌ها برای بازار شما هستند و باید از حیث اینکه تا چه اندازه خوب اطلاع رسانی می‌کنند مورد قضاوت قرار گیرند و نه از حیث اینکه شرکای شما چقدر آن‌ها را دوست دارند. باید تفاوت معنایی Tagline, Mantra, Motto, Slogan را بدانید. عملا برندینگ بدون داشتن نام برن ، لوگو و عنوان غیرممکن است.

  • استراتژی بازاریابی محتوای خود را ایجاد کنید

ما می‌توانستیم این گام را ” ایجاد استراتژی بازاریابی ” بنامیم. اما این کار را نکردیم. در عوض خواستار یک استراتژی بازاریابی محتوا شدیم.

چرا؟ بازاریابی محتوا به طور خاص برای شرکت‌های خدمات تخصصی در عصر اینترنت مناسب است. بازاریابی محتوا همه کارهایی که بازاریابی سنتی انجام می‌دهد را انجام می‌دهد اما آن‌ها را خیلی مؤثرتر انجام می‌دهد. بازاریابی محتوا از محتوای آموزشی ارزشمند به‌منظور جذب، پروراندن، و واجد شرایط کردن مشتریان احتمالی استفاده می‌کند.

به خاطر داشته باشید که قدرت برند شما هم از اعتبار شما و هم از قابل مشاهده بودنتان نیرو میگیرد. افزایش دادن قابل‌مشاهده بودن به تنهایی، بدون تقویت کردن اعتبار، به‌ندرت موفقیت‌آمیز است. به همین دلیل است که تبلیغات یا پشتیبانی مالی “آگاهی ساز” سنتی اغلب به نتایجی ناامیدکننده منجر می‌شود. از سوی دیگر، بازاریابی محتوا هم قابل مشاهده بودن و هم اعتبار را به طور هم‌زمان افزایش می‌دهد. بازاریابی محتوا همچنین راهی بی‌نقص برای مناسب ساختن برند شما برای مخاطبان هدف می‌باشد. بازاریابی محتوا در دنیای وب تحت عنوان وب برندینگ مطرح می‌شود که دارای دو بعد مهندسی و مدیریت است.

  • وب سایت خود را ایجاد کنید.

وب سایت شما مهم‌ترین ابزار توسعه برند شما می‌باشد. وب سایت شما جایی است که همه مخاطبانتان برای کسب اطلاع در مورد شما،‌ اینکه چه می‌کنید،‌ چطور این کار را می‌کنید و مشتریان شما چه کسانی هستند به آنجا مراجعه می‌کنند. مشتریان احتمالی شما بعید است که شرکت شما را صرفا بر اساس وب‌سایتتان انتخاب کنند. اما ممکن است به واسطه پیام‌های اشتباهی که وب سایتتان ارسال می‌کند شما را کنار بگذارند.

علاوه بر این، وب‌سایت شما خانه محتوای ارزشمند شما خواهد بود. این محتوا کانون توجه تلاش های بهینه‌سازی موتور جستجو (سئو) قرار خواهد گرفت،‌ به گونه‌ای مشتریان احتمالی، کارمندان بالقوه،‌ و منابع معرف شما در آنجا در مورد شرکت شما خواهند آموخت. محتوای آنلاین نقشی محوری در هر نوع استراتژی توسعه برند مدرن خواهد داشت.

این روزها،‌ وب‌سایت‌های خدمات تخصصی و حرفه‌ای در دو نوع وجود دارند. نخست یک سایت برندسازی است. چنین سایتی داستان شما را نقل می‌کند و می‌گوید که شما که هستید،‌ به چه کسانی سرویس می‌دهید،‌ و چه کاری انجام می‌دهید. به طور خلاصه،‌ این نوع وب سایت پیام برند شما را منتقل می‌کند. نوع دیگر کارهای بالا را انجام می‌دهد و در کنار آن مشتریان بالقوه جدیدی را نیز تولید کرده و پرورش می‌دهد. ما این نوع وب‌سایت‌ها را وب‌سایت‌های دارای عملکرد بالا می‌نامیم.  بعد مهندسی وب برندینگ به عنوان بخشی از استراتژی برندینگ به سئو اشاره دارد.

  • جعبه ابزار بازاریابی خودتان را ایجاد کنید.

گام بعدی در این فرایند ایجاد مابقی جعبه ابزار بازاریابی شما می‌باشد. این گام می‌تواند شامل “صفحات فروش”‌ یک صفحه‌ای باشد که خدمات اصلی یا بازارهایی که به آن‌ها سرویس می‌دهید را شرح می‌دهد. علاوه بر این،‌ ممکن است یک “ارائه اسلایدی” مختصر وجود داشته باشد که مروری کلیدی بر شرکت یا خدمات کلیدی ارائه شده توسط شرکت و یک بروشور الکترونیکی را در بر داشته باشد. این موارد امروزه دیگر به ندرت به صورت چاپ شده ارائه می‌شوند.

به طور فزاینده این جعبه ابزار بازاریابی ویدئوهایی را نیز شامل می‌شود. موضوعات ویدئویی متداول شامل مرور کلی بر شرکت،‌ مطالعات موردی می‌باشند. ارائه خدمات کلیدی نیز بسیار مفید است. اگر این ابزارها به‌درستی آماده شوند،‌ نه تنها به توسعه کسب و کار شما کمک می‌کنند،‌ بلکه برای برندینگ شما نیز مهم هستند.

  • پیاده‌سازی،‌ رهگیری ،‌ و اصلاح

این گام نهایی در فرایند توسعه برند ممکن است یکی از مهم‌ترین گام‌ها باشد. مشخصا یک استراتژی برندینگ برنده خیلی خوب عمل نخواهد کرد اگر هرگز اجرا نشود. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید چه بسیار مواقع که این اتفاق می‌افتد. یک استراتژی محکم به همه قصد و نیت‌هایی که شرکت مدنظر دارد ایجاد و شروع شده است. سپس واقعیت مداخله می‌کند. افراد با مشتریان سرگرم هستند و مسئولیت‌های توسعه برند به بعد موکول می‌شوند و … بعد هم فراموش می‌شوند.

به همین دلیل است که رهگیری کردن تا این اندازه اهمیت دارد. ما قویا ره‌گیری کردن هم پیاده سازی طرح و هم رهگیری نتایج آن را توصیه می‌کنیم. آیا استراتژی آن‌طور که برنامه‌ریزی‌شده بود پیاده شد؟‌ چه اتفاقی برای سنجش‌های عینی،‌ از قبیل ترافیک جستجو و بازدیدکنندگان سایت افتاد؟ چه تعداد مشتری راغب جدید، تقاضای استخدام و فرصت‌های مشارکت جدید ایجاد شد؟ تنها با رهگیری کردن کل این فرایند شما می‌توانید اطمینان حاصل کنید که دارید نتیجه‌گیری‌های درستی انجام می‌دهید و اصلاحات درستی انجام دهید.

مراحل برندینگ یک نقشه راه برای دستیابی به اعتبار و شهرت برند در یک بازه زمانی مشخص است. سعی نماید که این مراحل گام به گام در مسیر برندینگ را مدنظر داشته باشید تا به موفقیت دست یابید.

برای تهیه استراتژی برند موارد زیر را در نظر بگیرید :

  •  توسعه عنصر اصلی برند

  •  معرفی آنچه برند قرار است ارائه دهد.

  •  ترسیم اهداف کلیدی کسب وکار

  •  تأکید مجدد برمخاطبان هدف و محصولات و خدمات پیشنهادی

  •  شناسایی تمایزات اصلی ومزیت های رقابتی

  •  ارتباط موقعیت برند با نتایج مورد نظر در کسب وکار

 

اساسنامه برند یا پلتفرم برند

هرم پلتفرم برند فوجیتسو

توسعه برند یک فرآیند است، از یک جنبه توسط چشم انداز و هدف سازمان پیش برده میشود و بر اساس تعریفی روشن از ارزش­ها و اصول اساسی ساخته میشود. این فرآیند نیازمند ارزیابی بازار فعلی و چشم انداز رقابتی، تعریف جایگاه دلخواه برند در بازار خودش و ایجاد اساس و پایه برند دارد تا راهنمایی برای تجسم شخصیت برند باشد.

اساسنامه  یا پلتفرم برند (brand platform ) یک سند زنده است که پایه ­ای برای هویت سازمان ایجاد کرده، پیام رسانی و ارائه بصری را انجام می دهد. علاوه بر این، به عنوان چهارچوبی برای ارتباطات داخلی و خارجی سازمان و نیز به عنوان راهنمایی برای چگونگی اجرای عملیات داخلی، عمل میکند.

برای به دست آوردن پلتفرم برند باید اطلاعات داخلی و خارجی موجود را جمع ­آوری کنیم تا فاصله موجود بین ادراک فعلی مخاطبان از برند و ادراک مورد نظر شرکت از برند را شناسایی کنیم. فرصت­های رشد و توسعه برند را بررسی کنیم و استراتژی­ هایی که مشکل را حل میکنند را در نظر بگیریم. سپس تمام اطلاعات به دست آمده را در چهارچوبی که شامل اسناد موارد اساسی برند میشود، را خلاصه کنید که شامل ویژگی­های برند، مخاطبان هدف، مزیت رقابتی و جایگاه برند میشود.

 

معرفی کتاب برند

کتاب برندینگ احساسی: پارادایم جدید برای ارتباط دادن برندها با مردم

برندینگ احساسی : پاردایم جدید ارتباط دادن برند ها با مردم

کتابی که به بازاریابان می آموزد که چگونه افراد را حتی در بدترین حالت ممکن از لحاظ احساسی با برند ها در گیر کنند.

این کتاب پر است از نمونه های عینی که خود نویسنده از تجربیات شخصی اش برگرفته و آن ها را روی کاغذ آورده است.

کتابی که حتما یاری کننده شما خواهد بود تا بتوانید برندینگ خوبی داشته باشید.

در این کتاب تحلیل های بسیار زیادی از لحاظ جمعیت شناختی و تغییرات رفتاری در جوامعه وجود دارد که بصورت کامل میتوان کانال های توزیع را با آن ها بررسی کرد.

کتاب بیست و دو قانون تغییر ناپذیر ناپذیر برندینگ

بیست و دو قانون تغییر ناپذیر در برندینگ

برندینگدر این کتابچه موجود شما با حکایاتی مواجه میشوید که بسیار در موضوع برند و برندینگ شما کمک کننده خواهد در این کتابچه جامعه بررسی هایی در مورد برند های بزگ انجام شده است مثل رولکس ، ولوو ، استارباکس و … این کتاب یکی از مشکلات اساسی برندینگ دنیای امروز را حل کرده است بنام برندینگ اینترنتی نه تنها به شما می آموزد که چگونه برندی خوب را خلق کنید بلکه می آموزد که چگونه آن را تا سالیان سال سرپا نگهدارید.

کتاب رها کردن ایده های ویروسی

رها کردن ایده های ویروسی

برندینگرها کردن ایده های ویروسی کتابی است از نویسنده معروف ست گادین که در رابطه ایده هایی صحبت میکند که میتوان آن را هم در مورد محصولات فیزیکی و هم محصولات غیر فیزیکی به کاربرد.

در این میان ایده هایی را بیان میکند در مورد ویروسی کردن مسائل در برندینگ که کمک شایانی به شما خواهد کرد در جهت برند شدنتان.

کتاب بازاریابی تجربی

بازاریابی تجربی

برندینگاین کتاب را اگر مطالعه کنید به راحتی میتوانید وارد زندگی افراد شوید چرا که بازاریابی تجربه یک دیدگاه انقلابی است برای بازاریابی که پایه و اساس و ریشه آن در تولید و توسعه و برندینگ است.

شما با مطالعه این کتاب به راحتی میتوانید وارد زندگی افراد شوید و برند خود را به عنوان یک سبک زندگی در میان آن ها بیان کنید این یکی از بهترین حالاتی ایست که افراد را نسبت به یک چیز حساس میکند و آن ها را وا میدارد که وارد وب سایتی یا فروشگاهی شوند این نوع برندینگ را در کسب و کار خودتان حتما تجربه کنید.

کتاب ساختن برندهای قوی

ساختن برندهای قوی

این کتاب در موضوع برندینگ به شما کمک خواهد که به نحو احسن برند خود را مثل یک شخصیت در بازار ارایه دهید و اگر هم بازار شما تکه تکه شد دیگر نگران نباشید به شما یاد میدهد که چگونه سیستم برندی بسازید و آن را اداره کنید.

 

 هویت سازمانی چیست  و طراحی یک هویت برای سازمان چه مزایایی دارد؟

برای یافتن این معنا که هویت سازمانی چیست، باید به چگونگی کار یک سازمان، نزدیک تر شد. سازمان ها سیستم های اجتماعی هستند که برای رسیدن به اهدافی معین ایجاد می شوند. آنها شامل عناصری هستند که به صورت یک پیکر واحد شکل داده شده اند و یک قصد و منظور دارد.

همان گونه که در تعریف بیان شد، ساختار به گونه ای است که افراد بتوانند برای اداره کردن کار با یکدیگر، همکاری و مشارکت کنند.

عناصر پایه سازمان، وظایفی است که از آن انتظار می رود انجام دهد، فناوری که برای این کار استفاده می کند و هدف هایی که برای خود تنظیم می کند.

در نتیجه می توان گفت: هویت سازمانی، یک ابزار استراتژیک برای رسیدن به هدف ها و چشم اندازهاست.

جومِری هچ، پروفسور در تئوری سازمانی در دانشگاه ویرجینیا، درباره هویت سازمانی این گونه می نویسد: «هویت سازمانی مربوط به تجارب و ایده هایی است که اعضا به طور کلی از سازمان دارند.» (Hatch،1997،p282)

او می گوید که هویت سازمانی چیزی است که کارمندان درباره شرکت، دریافت، حس و فکر می کنند و به عنوان یک فهم معمول مشترک از ارزش ها و ویژگی های روشن سازمان، پذیرفته می شود.

مشابه با انسان ها، هویت سازمانی درباره ویژگی هایی است که سازمان را متمایز و تشخیص پذیر می سازد. مسئله ای که هویت سازمانی را متفاوت می سازد این است که تاحد بزرگ تری می تواند ساخته شود. این درون قدرت مدیریت است که بر روی اطلاعاتی که به وسیله گروه های داخلی یا خارجی در مورد سازمان دریافت می شود، اثر گذارد.

از رفتارشناس های سازمانی، به خاطر کوتاهی در شناخت اهمیت مشتریان و سرمایه گذاران، هنگام تعریف هویت سازمانی انتقاد شده است. هچ، تأکید می کند که هویت سازمانی نباید با چیزی که او تصویر سازمان می خواند، اشتباه گرفته شود. در حالی که هویت به سوی داخل متمرکز است، تصویر، به دریافت خارج از سازمان مربوط می شود (Hatch،1997).

اگر هویت قرار است یک مزیت رقابتی باشد، به نظر می رسد تصویری که مشتریان و سرمایه گذاران از سازمان دارند می تواند از اهمیت زیادی برخوردار باشد. مفهوم هویت شرکت، در مواردی که درباره هویت سازمانی بحث می شود، بیشتر استفاده می شود. این مفهوم بر روی اینکه سازمان از درون و بیرون چگونه به نظر می رسد، متمرکز است.

اما در باره هویت یک شرکت: «هویت شرکت، حقیقت و یکتایی یک سازمان است که تمامی آن به تصویر داخلی و خارجی و اعتبار آن از راه ارتباطات شرکت مربوط می شود» (Balmer&Gray،2001،p256). این تعریف، یک چشم انداز وسیع تر از هویت سازمانی را که به طور عمده خود را به دیدگاه افراد داخل سازمان مربوط می شود، به دست می دهد.

مقاله دانشگاهی مرتبط با تاثیرات طراحی هویت سازمانی : تأثیر هویّت سازمانی و گرایش ارزشی نسبت به کار بر تعهد عاطفیِ کارکنان

برندینگ چیست what is branding

خدمات برندنیگ و برندسازی

چگونه برندسازی کنیم؟

اگر کسب و کار شما هنوز یک برند مشخص ندارد، یا تمایل دارید دوباره آن را معرفی کنید، به چند نکته مهم برندینگ که در ادامه ذکر می شود توجه کنید.

  • رفتار دوستانه داشته باشید

روش های بازاریابی خود را شخصی تر و دوستانه تر کنید. یک راه عالی برای انجام این کار از طریق ایمیل است. از گفتگو با مشتریان خود نترسید و آنها را دوست خود بدانید. رفتار دوستانه یکی از مهم ترین نکات روانشناسی فروش است که در بهبود وجه برند شرکت نیز بسیار موثر است.

  • از مشتریان خود سؤال کنید

بسیار مهم است که در مورد مشتریان خود تحقیق کنید و  لازم است انواع بازخورد، هم خوب و هم بد را پذیرا باشید. از بازخورد های منفی نکات زیادی خواهید آموخت.

  • فرایند بازاریابی خود را خودکار کنید

خودکار سازی فرایند ها هم دقت و سرعت انجام آنها را بالا تر می برد و هم وقت کارکنان را برای پرداختن به وظایف دیگر باز می کند. برای بهینه سازی فرایند بازاریابی خود و خودکار سازی فرایند ها از نرم افزار CRM استفاده کنید.

  • خودتان باشید

سعی نکنید از فروشگاه های بزرگ یا نام های تجاری بزرگی که همه می شناسند تقلید کنید.

  • از شبکه های اجتماعی برای برقراری ارتباطات استفاده کنید

به شبکه های اجتماعی تنها به عنوان راهی برای گسترش سریع نام تجاری خود فکر نکنید. سعی کنید ارتباطات واقعی بر قرار کنید.

  • پاسخگو باشید

یک برند تجاری موفق به معنای داشتن یک لوگوی زیبا نیست. نحوه ارائه خدمات و پاسخگو بودن به مشتریان نیز بخشی از برند سازی است. مبحث "خدمات مشتریان" در برندینگ اهمیت دارد و داشتن یک نرم افزار خدمات مشتریان و سیستم تیکتینگ در این زمینه کمک شایانی برای هر کسب و کار خواهد بود.

  • با رقبای خود ارتباط برقرار کنید

از همکاری با رقبای خود هراس نداشته باشید. با مشاغل و برندهای هم جهت، رویداد های مشترک برگزار کنید و با هم ملاقات و همفکری داشته باشید.

  • در برندسازی خود از رنگ ها به صورت استراتژیک استفاده کنید

رنگ ها می توانند بیان کننده احساسات و طرز فکر شما باشند. در مورد استفاده از رنگ ها حساس باشید و مطمئن شوید که رنگی هایی که انتخاب می کنید خط مشی کسب و کار شما را به خوبی انتقال می دهند.

انتخاب رنگ برند بستگی به المان های زیادی دارد و یکی از مهم ترین آن ها، حوزه ای است که شرکت شما در آن فعالیت می کند. برای مثال رنگ برند اکثر کمپانی های برتر حوزه تکنولوژی (مانند فیسبوک، توییتر، اینتل و غیره) آبی است. برای انتخاب رنگ برند معمولا بهتر است یک رنگ اصلی، یک رنگ فرعی و یک رنگ خنثی را مد نظر قرار دهید.

 

برنامه ریزی استراتژیک برند

برای مطالعه بیشتر در این زمینه میٰتوانید مقالات دانشگاهی مرتبط که در لینک زیر آمده است را مشاهده کنید.

تحقیقات دانشگاهی مرتبط: Personal Branding: Interdisciplinary Systematic Review and Research Agenda

 

بخشی از کتاب مدیریت استراتژیک برند نوشتهٔ کوین لین کلر | نشر سیته

چه عواملی به شکل گیری ارزش ویژه‌ی برند منجر می‌شوند؟ بازاریابان چگونه می‌توانند این ارزش را ایجاد کنند؟ ارزش ویژه‌ی برند از دیدگاه مشتری زمانی رخ می‌دهد که مصرف‌کننده به سطح بالایی از آگاهی و آشنایی با برند دست یافته باشد و تداعیات قدرتمند، مطلوب و منحصربه‌فردی را از آن در حافظه خود داشته باشد. در برخی از موارد، آگاهی از برند برای ایجاد واکنش‌های مثبت و مطلوب در مصرف‌کننده به تنهایی کافی نیست. اگرچه ممکن است در اتخاذ تصمیمات با میزان درگیری ذهنی اندک، آشنایی با برند برانتخاب تأثیر بگذارد، با این حال در بسیاری از موارد قدرت، مطلوبیت و منحصربه‌فرد بودن تداعیات برند نقش حساسی را در تعیین واکنش‌های متمایز نسبت به آن برند (که ارزش ویژه‌ی برند را می‌آفرینند) بازی می‌کند. اگر مشتری‌ها، برند را فقط به‌عنوان نماینده‌ی یک محصول یا یک رده‌ی خدمت در نظر بگیرند، واکنش‌هایی که نسبت به آن ارائه می‌دهند، با محصول بی‌نام و نشان مشابه است.

بر این اساس بازاریابان باید بتوانند مصرف‌کننده را متقاعد سازند که برند آن‌ها از برندهای رقبا متمایز است و ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد. مصرف‌کنندگان نباید فکر کنند که تمامی برندها در این رده‌ی محصولات مانند هم هستند و کوچک‌ترین تفاوتی میان آن‌ها نیست. ایجاد و تثبیت تصویر ذهنی مثبت از برند در حافظه‌ی مصرف‌کننده (تصویر ذهنی قدرتمند، مطلوب و منحصربه‌فرد) رابطه‌ی تنگاتنگی با ایجاد آگاهی نسبت به برند و دستیابی به ارزش ویژه‌ی برند از دیدگاه مشتری دارد. اکنون در ادامه‌ی بحث به بررسی این دو منبع ایجاد ارزش ویژه‌ی برند می‌پردازیم.

 

نتیجه گیری

برندسازی یکی از ارکان اصلی بازاریابی و از جمله سخت ترین و حساس ترین مراحل آن به شمار میرود.اشتباه یا سرسری گرفتن آن ممکن است بهای سنگینی برای کسب و کار شما به همراه داشته باشدو بنابراین برندینگ را جدی بگیرید و در صورتی که نیاز به مشاوره در این موارد داشتید با ما تماس بگیرید.



:: برچسب‌ها: استراتژی برند , استراتژی برندسازی , استراتژی برندیگ چیست , استراتژی برندینگ , سند استراتژیک برند ,
:: بازدید از این مطلب : 2
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 15 اسفند 1398 | نظرات ()

صفحه قبل 1 صفحه بعد